الفيض الكاشاني

473

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

به محض مردن از انسانيت جدا مىشود ، و پس از آن توحيد وى براى او سودى نخواهد داشت . امّا پوست زيرين در مقايسه با پوست بالا سود آن روشن است ، زيرا مغز را حفظ مىكند و به هنگامى كه گردو انبار شود مانع تباهى آن مىگردد ، و اگر آن را جدا كنند مىتوان آن را به جاى هيزم به كار برد ، ولى هر گاه با مغز مقايسه شود ارزش آن ناچيز است . همچنين اعتقاد بتنهايى بى آن كه با كشف مقرون باشد در مقايسه با مجرّد اقرار به زبان پرسود است ، و در مقايسه با توحيدى كه همراه با كشف و شهودى باشد كه بر اثر انشراح صدر و گشادگى دل به سبب تابش نور حقّ در آن حاصل شده باشد ارزشى اندك دارد ، زيرا حقّ تعالى همين شرح صدر را اراده كرده و فرموده است : فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ ؛ « 24 » و نيز : أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ؛ « 25 » و همچنان كه مغز به ذات خود در مقايسه با پوست ارزشمند و هدف اصلى است ليكن در مقايسه با روغنى كه از آن استخراج مىشود خالى از كدوراتى نيست همچنين توحيد فعل مقصد عالى سالكان است امّا نسبت به كسانى كه در صحنهء عالم جز خداوند چيزى نمىبينند از شائبهء ملاحظهء غير و توجّه به كثرت خالى نيست . اگر بگويى : چگونه مىتوان تصوّر كرد كه انسان در جهان جز يكى نبيند و حال آن كه آسمان و زمين و ديگر اجسام محسوس را مشاهده مىكند ، و اينها بسيارند ، بنابر اين چگونه ممكن است بسيار يكى شود ؟ پاسخ اين است كه بدانى اين مطلب هدف علوم مكاشفه است و روا نيست كه اسرار اين علوم در كتابى به نگارش درآيد . عارفان گفته‌اند : فاش كردن اسرار ربوبى كفر است ، ديگر آن كه اين امر به علوم معامله تعلّق ندارد . آرى ذكر مقدارى كه شدّت استبعاد تو را بشكند ممكن است و آن اين كه گاهى شىء با نوعى مشاهده و اعتبار داراى كثرت و زمانى با نوع ديگرى از مشاهده و اعتبار داراى وحدت است . چنان كه اگر به انسان از حيث اين كه داراى روح ، تن ، اعضا ، رگها ، استخوانها و روده‌هاست توجّه شود موجودى بسيار است و اگر به ديد و اعتبار ديگرى به او نگريسته شود جز يكى نيست ، چنان كه مىگوييم : او يك انسان است . پس او در نسبت به انسانيّت يكى است . و بسا اشخاص كه چون انسانى را ديدار مىكنند هرگز از خاطر آنها نمىگذرد كه او داراى روده‌ها و رگها و

--> ( 24 ) انعام / 125 : آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند سينه‌اش را براى ( پذيرش ) اسلام گشاده مىگرداند . ( 25 ) زمر / 22 : آيا كسى كه خدا سينه‌اش را براى اسلام گشاده كرده و بر فراز مركبى از نور قرار گرفته است . . .